تعریف تواشیح

تواشیح چیست ؟ موشحات چیست ؟ چه تفاوتی با اناشید ، مدائح، ابتهال، مناجاه، دعا، قوالی،مولودخوانی و مداحی دارد؟

تواشیح هنری است دینی که از ترکیب دو هنر شعر و موسیقی تشکیل شده است .

بنابراین دو تعریف مجزا دارد :

۱ـ تواشیح از حیث نغمات و موسیقی

۲ـ تواشیح از حیث شعر و ادب

قبل از توضیح و تعریف موارد فوق ابتدا با ریشه واژه تواشیح و موشحات از نظر لغوی و وجه تسمیه آنها آشنا می شویم ، تواشیح جمع کلمه توشیح است یا وشاح و موشحات جمع کلمه (مُوَشح) که از ریشه (وشح) به معنای آراستن است و به دو بندی که با نگینهائی از لؤلؤ و جواهرات قیمتی مرصع شده باشد و زنان به جهت زیبایی بر گردن می بندند اطلاق می شود و نیز به نوعی شعر از حیث وزن و عروض هم گفته می شود . تواشیح کلمه ای است عربی و هیچ ریشه ای در زبانهای دیگر ندارد .

امّا از حیث کاربردی و اصطلاح عام : تواشیح آواز دینی است که موضوعات آن یا دعائی است و یا در مدح حضرت رسول (ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) ، زبان آن عربی است و اغلب بدون همراهی ساز است ، دارای تکخوان است و گروهی که با آن همراهی کنند که به (بطانه) معروفند، مملو از هنرهای زیبای تنغیمی است و عموماً ریتمیک است .

و اما موشح و موشحات : اصولاً به یک مکتب موسیقی مستقل در موسیقی عرب اطلاق می شود که در اندلس نشأت گرفته بود و اعم از تواشیح است چرا که شامل اشعار غیر دینی هم می شود ، پس هرگاه بگوئیم موشحات ممکن است تواشیح باشد و ممکن است نباشد اما با همان قالب لحنی و شعری

تعریف موشحات از نظر قالب شعری :

همانگونه که عنوان شد موشحات یک مکتب موسیقی عربی(*) مستقل است که با سایر مکاتب موسیقی عرب فرق دارد از جمله تفاوت های اساسی آن با سایر مکاتب موسیقی می توان به بحث زیر اشاره نمود :

۱ـ موشح نوعی طغیان و عدول از شیوه ادائی عام در موسیقی عرب تلقی می شود ، به این جهت که مکاتب دیگر موسیقی ، همواره موسیقی در خدمت شعر است بدین معنی که شعر استواری خودش را حفظ می کند و موسیقی باید خود را با آن وفق دهد ولی در موشحات مسأله عکس است یعنی در اینجا شعر است که باید خود را با نغمات و الحان وفق دهد به همین دلیل اوزان شعری موشحات با سایر اوزان عروض در شعر عرب فرق دارد .

۲ـ معمولاً در شعر سایر مکاتب موسیقی (مطلع) بیت اول بسیار قوی و جذاب سروده می شود اما در موشحات آخرین قفل(خرجه) چنین صفتی دارد .

شعر موشح سنتی و متداول قدیم از چهار قسمت تقسیم می شود :

۱ـ معنی: بدیهی است که در شعر باید هدف مشخصی دنبال شود و بگونه ای معنی از اول تا آخر اشعار دنبال می شود .

۲ـ قفل:  بیت یا ابیاتی از شعر است با قافیه ای مشخص که معمولاً در ابتدای موشح قرار می گیرد و بعد از چند بیت با قافیه های مختلف ، همراه با قافیه اول تکرار میشود که به آن (سمط) نیز می گویند . سمط که جمع آن اسماط است ، به معنی بند تسبیح یا گردن بند است که بقیه ابیات را به هم متصل می سازد .عموماً موشح حداکثر ۷ قفل دارد . همیشه تعداد ابیات کمتر از اقفال است . چرا که بیت بین دو قفل قرار می گیرد .

*از آنجائیکه موسیقی عربی اصولاً همراه با کلام است و کارهائی چون اوپرا و اوپرت و سمفونی… در آن یافت نمی شود و بسیار نادر می توان موسیقی بدون کلام همچون بشرف و سماعی در آن پیدا نمود پس هرگاه لفظ موسیقی عرب عنوان شد منظور همان موسیقی با کلام است . اگر موشح بیش از ۶ قفل و ۵ بیت داشته باشد (تام) نام دارد و اگر کمتر باشدیا اینکه قفل نداشته باشد (اقرع) نامیده می شود .معمولاً موشح تام با قفل شروع می شود و اما موشح اقرع با بیت .

۳ـ بیت:  شعری است که بین دو قفل سروده می شود و به آن (دور)نیز می گویند بیت از اجزایی تشکیل می شود که به هر کدام غصن می گویند و جمع آن اغصان است و معمولاً هر بیت سه غصن دارد . تشابه ابیات از نظر وزن و تعداد اجزاء شرط است .

۴ـ خرجه :  قفل آخر موشح را خرجه می گویند . خرجه باید از حیث معنی و لحن در اوج زیبائی باشد و نتیجه نهایی باشد و هیجان را در مستمع بوجود آورد .

نمونه ای از یک موشح (تواشیح):

سبحانک ربی سبحانک سبحانک ما اعظم شانک

قفل (سمط ) ندعوک و نرجوغفرانک

بیت چهار جزئی

ندخل بیتک تستقبلنا نفحات الطهر تغسلنا

فاذا بالنور یقابلنا و اذا برحابک یقبلنا

قفل (سمط ) و نری فی الطاعه برهانک

بیت چهار جزئی

اتقرب منک بصلواتِ فعسی ان تُمحِیَ زلاتی

و تستر بفضلک عوراتی و اُقدم خالص دعواتی

قفل (سمط ) لتنزل فیضک و حنانک

انواع موشحات از حیث شعری :

الف : اشتراک وزن اقفال و ابیات و عدم تشخیص دقیق آنها ب : تفاوت شدید بین وزن اقفال و ابیات و واضح بودن آن برای مستمع ج: مطابق اوزان عروضی معروف و متداول شعر عرب د : عدم وجود وزنی مشخص و از هم پاشیدگی کلمات به شکلی غریب که صحت و سقم آن ناپیداست که با شیوه آهنگسازی جبران می شود . ه ـ علیرغم عدم رعایت دقیق اعراب ( کشیدن حرکات کوتاه بیش از حد لازم ، یا ساکن کردن متحرک و حرکت دادن ساکن ) معنا را می رساند و برای مستمع مفهوم است گرچه در این نوع ممکن است (وشّاح) بر کلمه ای بی معنی مکث کند یا آنرا بکشد تا برای وی به منزله عصایی باشد که به آن تکیه کند .

تعریف لحنی موشحات :

همانگونه که اشاره شد موشحات دو تعریف دارد ، یکی از حیث قالب شعری (گذشت) و دیگری از حیث نغمات و لحن . و اینکه عموماً موشحات ریتمیک هستند و به عبارتی با وزن (ضرب) همراه هستند که ویژه آنها ادا می شوند و اغلب از اوزان ۸/۱۰ سماعی ثقیل ،۴/۴ (وحده کبیره) ، ۴/۲ (وحده صغیره) ، ۴/۸ (مصمودی) ، ۸/۷ (دور هندی ) و (نوخت) ،۴/۳ (والس) ، ۸/۶ (دارج) . در موشحات استفاده می شود .

یک موشح سنتی عربی از چهار رکن اصلی تقسیم می شود :

۱ـ (بدنیه اول) *که عبارت است از یک ملودی ثابت و محوری با یکی از مقامهای عربی که توسط کر ادا می شود .

۲ـ (بدنیه دوم) تکرار همان ملودی با کلمات و اشعار جدید .

۳ـ (خانه) یک یا چند ملودی جدید است که از حیث مقام و احیاناً ریتم با ملودی اول فرق دارد معمولاً با پرده صوتی بالا ادا می شود و اصولاً بین تک خوان و کر رد و بدل شده و احیاناً به تغییر مقام (مدلاسیون) پرداخته می شود .

۴ـ ( قفله) شیوه برگشت از مقامهای متنوع به مقام اصلی (بدنیه اول) با ظرافت و زیبائی فائق و به پایان بردن موشح ، ناگفته نماند آنچه عنوان شد بنای اصولی یک موشح است و ممکن است انواع دیگری نیز یافت شود از جمله اینکه فقط یک بدینه باشد و یک خانه و یک قفله و نیز ممکن است سه بدینه باشد و یک قفله .

*بدنیه یا ملودی محوری یک تواشیح ، نامهای دیگری از قبیل مذهب و تسلیم نیز دارد که کم و بیش مصطلح می باشند.

تعریف موشح از نظر ابن خلدون:

امّا متأخران اندلس پس از آنکه شعر در سرزمین آنها فزونی یافت و مقاصد و فنون آن تهذیب شد و به منتهای آرایش رسید فنی از آن ابداع کردند که آن را به نام موشح خواندند و آن قطعه شعری است که به سمطها و غصن ها تقسیم می شود و مجموعه این اسماط و اغصان را بیت گویند و هر موشح حداکثر هفت بیت است و اینکه موشح در اغراض مختلف چون غزل و مدح بکار می رود.

تعریف موشح از نظر سناء الملک ابوالقاسم هبه الله بن القاضی الرشید بن سناء الملک:

تعریف موشح از نظر سناء الملک ابوالقاسم هبه الله بن القاضی الرشید بن سناء الملک متوفی ۶۰۸ ه .ق در مقدمه کتاب مشهورش (دارالطراز فی عمل الموشحات) در مورد وصف تواشیح می گوید : « این هنر معیار فهم و درک و میزان هوش و عصاره عقول است که بسیار طرب انگیز است و… تا آنجائیکه می گوید فهمیدن موشح تزکیه عقل و تعدیل فهم است و اهمال آن ضایع کردن سلیقه ها و عقب نگاه داشتن ذهن است و اضافه می کند که این هنر سخنی است منظوم که بر وزن خاصی سروده می شود .

نکته : به شاعر و مؤدی تواشیح «وشاح»گفته می شود .

برای افزودن متن مورد نظرتان اینجا کلیک کنید